دیکته ی روزگار...
دیکته ی روزگار
نبودنت را برایم دیکته می کند
و نمره ی من
باز می شود...صفر...!
هنوز هم...
نبودنت را...
یاد نگرفته ام...
نظرات شما عزیزان:
فقط و فقط ……..
اگر میفهمیدی…..
حرفهایم به همین راحتی که می خوانی
نــــوشته نشده اند!!
.gif)
.gif)
ستاد دیوونه شدگان چهارشنبه اخر سال
.gif)
.gif)

کاش یه لحظه عاشقم بودی
با یادتم آروم میگیرم
برچسبها: عکس بغل کردن دختر و پسر, عشق, داستان, داستان عاشقانه, داستان عشق, خیانت, دل نوشته, عاشقانه, متن های عاشقانه, عکس های عاشقانه, عشق, آغوش عشق, خیانت, تنهائی, جدایی, داستان کوتاه و جالب, داستان عاشقانه, داستان گریه آور, داستان کوتاه, دل نوشته, ربیع الاول, ياد, عادت, دوس داشتن, مراقبت کردن, ماه, ستاره ها, اشتباه , غرور, شمع امید, خرد شدن, له کردن, , دروازه ی جهنم, رمان دروازه ی جهنم , آهنگ نرو, ایوان و بنجامین, غریبگی, تنها گذاشتن, نامه , لحظه های سرد, علیرضا روزگار, آهنگ لحظه های سرد , من سردم است, فروغ فرخزاد, , حضرت زینب(س), باند بقیه اش, محمد رسولی, قصه , دیکته ی روزگار, صفر,