بهت احتیاج دارم...!
اینجوری نوشته میشه،،،
.
.
خوابیدی...؟!
ولی باید اینجوری خونده شه،،،
.
.
.
بهت احتیاج دارم...
نظرات شما عزیزان:
و دلم بس تنگ است
باز هم میخندم
آنقدر میخندم که غم از روی رود…
زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید در پس این باران
گاه باید خندید بر غمی بیپایان…
وقتـــی بغـــ❤ـض میکـــُنی
وقتـــی دآغونــــی
وقــ❤ــتی دلــِ❤ت شکــ❤ــستـه
دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ
انقــــدر حـ❤ـرف دآری کـ❤ــه فقــط میتون❤ــی بگـ ـی :
"بیخـ❤ــیآل"...
.gif)
.gif)
.gif)
دریا، صبور و سنگین
می خواند و می نوشت:
«من خواب نیستم!
خاموش اگر نشستم،
مرداب نیستم!
روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم؛
روشن شود که آتشم و آب نیستم.»
نه دیگه تا این حد که با لبهای دیگری لبهایت تر شود
چرا انقدر دیر به دیر مطلب می زنید ؟
من از اسم کاوه خیلی خوشم میاد .
البته معذرت می خوام که اینو گفتم ...
پاسخ:سلام نازنین خانوووم ...خوب هستید شما...؟ معلوم هست شما کجائید ؟! چرا دیگه نظر تو وبم نمیذارید؟! راستش من مجبور شدم ترم تابستونه بردارم به خاطر همین نمی تونم زیاد مطلب بزنم! ممنون از تعریفتون ...ولی خب خدائیش اسمه نازنین خییییییییلی قشنگ تر از کاوه ست!!! حتما بهم سر بزنیداااااا! منتظرتون هستم...!!!

.gif)